شب که چشمان من ازغصه ی فردا باز است
دل بی تاب من ازیاد تو ای گل شاد است

مردم کوچه ی ما سخت به خواب اند الان
نکند چشم تو هم بی غم من در خواب است

یادت ای غنچه ی نیلوفری ناز تماشا دارد
دردل شب که همه غصه به دل آوار است

وقتی از دور بغل کشیده چشم تو مرا
دست من چندبغل برای آغوش تواینجا باز است

من که میدانم از این غصه تو هم بیداری
بسته چشمان توتابازنگویند که اوبی تاب است

داده ام جان به ره عشق توای لیلاجان
آن زمان که دیدم اینگونه دوچشمت ناز است

شعر از علی اصغر غلامی