از خودم خط کشیده ام تا تو
از خودم خط کشیده ام تا تو
قطره، من. رود، راه. دریا، تو
دست هایم دو جاده از خاک اند
از زمین با دعا به بالا، تو
از تو دورم که اندکم، اما
با تو بسیار می شوم، با تو
من؛ کلافی همیشه سر در گم
پاسخ این همه معما؛ تو
رو به هر سو که می کنم هستی
بین هر ازدحام، تنها تو
هر چه بی راهه رفته، برگشتم
از «همیشه خودم»، به «حالا تو»
نام تو بر دل و لبم جاری
ذکر من «لا اله الا» تو
شعر از فریبا یوسفی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۱۱ ساعت توسط م مهر
|