دوباره غوطه ورم در تبی بنفش آبی
دوباره غوطه ورم در تبی بنفش آبی
در آتش غزلی دلفریب و مهتابی
نشسته ام به تماشای چشم های ترت
و تو شبیه همیشه نشسته در قابی
کنار دل دل آیینه ای که می پرسد
فدای این دل تنگت ... چرا نمی خوابی؟
غزل ،غزل،غزل از ابر چشم تو جاری
و چشم های تو درگیر ذوق و بی تابی
و من برای نگاه تو هدیه آوردم
هزار بوسهء سرمست لوس سرخابی
****
دوباره عقربه هامان جلو عقب شده اند
دوباره ریشه دوانده ست بغض مردابی
من از تجسم خواب تو می شوم بیدار...
تو با خیال تر بوسه هام می خوابی...
شعر از بنفشه ابوترابی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۸/۲۴ ساعت توسط م مهر
|