تقدیر من این است شبی،ساده بمیرم
تقدیر من این است شبی،ساده بمیرم
در هجر تو محکوم وَ دلداده بمیرم
خوشحال از این عشقم و قسمت نشدم حیف
تا در بغلت لب به لب آماده بمیرم
یک عمر سفر هم نفس روز و شبم شد
بگذار کنار تن این جاده بمیرم
سرو قد من خم نشد از بهر تمنا
اکنون به سر کوی تو افتاده بمیرم
ساقی ازل لب به لب جام من از خون
پر کرد و چه خوش در تب این باده بمیرم
بر خاک من ای دوست نشانی نگذارید
خواهم که شبی بی کفن و ساده بمیرم
شعر از سیامک کیهانی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۳۰ ساعت توسط م مهر
|