در خواب دیدم شهر غوغا می شود آقا
یک مرد از آن دور پیدا می شود آقا

ساعت؟ کسی ساعت ندارد تا ببیند که...
ساعت کنار جیبٍ کت جا می شود آقا

یک روز میآی ولی یک روزٍ خیلی بد ..
بد در ترازو راستش جا می شود آقا ؟!

مولا بدی در شهر ما یک چیز عادی شد
"متاٌخر " یعنی که فردا می شود آقا ؟!

فرم نظر خواهی یٍ ما اصلا مهم نیست؟!
لازم به ما یا اخذٍ آرا می شود آقا ؟!

ایمانٍ ما مثلٍ درختی سست می ماند
تصمیمٍ ما تصمیمٍ کبری می شود آقا !

مانند "بم " ارگم خرابت می شود اما
هر خانه ای یک روز ویلا می شود آقا

دل بسته ام تنها به خوبی هایٍ مولایم
خرگوشٍ من یک روز دانا می شود آقا !

شعر از سها حیدری