بالا بلند !رد شدی آرام از برَم
بالا بلند !رد شدی آرام از برَم
آیا تو بودی آنکه گذشت از برابرم!
میرفتی ای ستاره چه زیبا،چه باشکوه
آنسان قشنگ! وای، نگنجد به باورم
یاد تو را زبس که در آغوش میکشم
بوی بهار میرسد اکنون پیکرم
تا بشنوم صدای تو را گوش می شوم
تا بنگرم جمال تو ،چشمم که بر درم
از آتشی که عشق بپا می کند بگو
وَز آبرو مگو، که گذشت آب از سرم
ای آشنا به غربتم ! از این نگاه خیس
بگذر، که باز بر تو غریبانه بنگرم
شعر از مرتضی اسدالهی(صابر)
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۲۸ ساعت توسط م مهر
|