ما گشته‌ایم، نیست، تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت دگر آرزو مکن

دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن

در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی‌آبرو مکن

راز من است غنچه ی لب‌های سرخ تو
راز مرا برای کسی بازگو مکن

دیدار ما تصور یک بی‌نهایت است‌
با یکدگر دو آینه را روبه‌رو مکن

شعر از فاضل نظری