چه شد که سر نمیزنی ، به دفتر خیال من ؟
چه شد که سر نمیزنی ، به دفتر خیال من ؟
جواب کوتهی بده ، به جزوه ی سوال من
سر مداد
قلب من ، شکسته بعد رفتنت
چه شد تعهّدات تو ، به عشق در قبال من
همیشه
عین و شین و قاف ، تمام مشق دفترم
اگر که پرورش دهی ، ثمر دهد نهال من
سر کلاس
فهم دل ، اگر که شیطنت کنم
خودت بده عزیز جان ، تقاص و گوشمال من
تراش
باورم بیا ، که تا تراوشی کند
خیال واژه پرورم ، ز طبع بی مثال من
به پاکن
تبسّمی ، خطا و کینه پاک کن
به درس عاشقی تویی ، دلیل اتّصال من...
شعر از یزدان صلاحی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۵ ساعت توسط م مهر
|