اگر چـــه خلوت و باران مدام عالــی نیست
اگر چـــه خلوت و باران مدام عالــی نیست
خیال خوب تو تا هست، پس خیالی نیست
کویرخیـز
تبم، گــونههای من شور است
تو نیستی و فضای غزل شمالی نیست
گــــم
است وقت و تصاویر پیش رو مفقود
تمام خاطرهها هم همیشه عالی نیست
نپرس از
من و حالـم، دروغ میشنوی:
"به غير دوری لبخند تو، ملالي نيست"
نشسته
در ته فنجان قهـوه، راه، ولی
مسیر شهر تو در ابتدای فالی نيست
هوای
حوصله از داغ سینه سوزان است
نسیم پیرهن یوسف این حوالــی نیست...
شعر از عباس کریمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۱۹ ساعت توسط م مهر
|