دل به دریا میزنم در قیل وقال زندگی
دل به دریا میزنم در قیل وقال زندگی
خسته از پژمردنم پشت خیال زندگی
در اتاق فکرمن آیینه تابوتم شده
در نبردم در کما با احتمال زندگی
کفشهایم روبه فرداپشت در کزکرده اند
بنده ی دیروزم وحل سوال زندگی
مثل یک گنجشک زخمی در هوای بی کسی
بی رمق نوک میزنم بر سیب کال زندگی
در همین بازی گل یا پوچ دل وامانده ام
کیش وماتم میکند رندان فال زندگی
عابری هم در گذر ازکوچه ی ما هرزمان
با خودش حرفی زند از ابتدای زندگی...
شعر از مجید طاهری
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۰/۰۹ ساعت توسط م مهر
|