غزلسرا
چشم هایت شعر عشقی تازه می گوید برایم
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
آن بی گناهی ام که در آغوشِ آتشم
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
گریه های بی دلیل خنده های بی دلیل
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
پشت پلکت حبس کردی شور اقیانوس را
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
دلم گرفته دوباره براي بعضي ها
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
بغض خاموشم و آوا شدنم نزديک است
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
پاي يک مسجد متروک بناي ده ماست
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
همه ي شهر من انگار به تو معتادند
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
آمده بار غم از گردهی من بردارد
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
ازمهربان بودن دلم ديگر پشيمان است
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
در سرزمين من زني از جنس آه نيست
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
نگاه من به شبِ حسِ ّماهِ باران بود
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
ببين دارم در اين ويرانه آباد مي سوزم
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
من با تو خَطّ دیگری از یک موازی ام
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
دوستت دارم اگر عقل حسادت نکند
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
خفته در چشم تو نازيست که من مي دانم
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
در کمين خنده اى زيبا نشسته دوربين
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
تو که کوتاه و طلايي بکني موها را
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
من که ام ؟! بيگانه اي با نام خويش
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
سوگندها به هيبتِ اين لحظه ي قنوت
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
اگر که سنگْ زني ، جُز به سوي شير مزن
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
بدان قدر مرا، مانند من پيدا نخواهد شد
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
دل دل نکن از این چمدانی که بسته ای
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته است
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
وقتی خدا از این دل تنگم تو را گرفت
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
من هر گلی را آب دادم زردتر شد
-
پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵
غم نيست كه عريان جسدم را تو ببيني
-
یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۵
در هوای کوی ات احوال کبوتر خوب شد
-
شنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۵
شب نیامدنت ابتدای هرگز بود
-
دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵
چه شب هايي كه مي آمد صدا از آن در ِمخفي
-
دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵
این منم ؛ خون جگر از بدِ دوران خورده
-
دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵
کنار پنجره یک جفت چشم بارانی
-
دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵
زیبایی ات من را به یاد آن زمان انداخت
-
دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵
معدن خسته ز دیواره فرو می ریزد
-
دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵
من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست
-
دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵
ای کاش می شد آسمان آسان بگیرد
-
دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵
چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست
-
یکشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۵
هی چنگ می زد ، چنگ می زد ، چنگ می زد
-
یکشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۵
گرچه با درد غریبی آشنایت ساختند
-
یکشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۵
تو را دور از خودم دیدن ...که این درد کمی نیست
-
یکشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۵
سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد
-
پنجشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۵
من از سكوت و سلام و اشاره دلتنگم
-
جمعه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۵
الفاظ هست و... معني و مقصود مرده است
-
جمعه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۵
برایش شعر خواندم اشک هایش را درآوردم
-
پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵
ساده ، زلال ، پاک ، روان ، آب دیده اید ؟
-
پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵
گُناهی مُستحب تر نیست از دیدار ِ پنهانت
-
پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵
باشد، تو نیز بر جگرم خنجری بزن
-
پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵
بی تابم و دل خسته تر از آه ِ شبانگاه
-
پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵
هرگز به جز هوای تو در سر نداشتم
-
پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵
⇐
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
...
→
Powered by
BLOGFA.COM