گر عقل پشتِ حرفِ دل اما نمی گذاشت - سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۵
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است - سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۵
خوشا مراتب درویشان،که هو کشیدم و آهی رفت..... - یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
می نویسم از تو و سخت است حتی باورشپ - یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
چه ﺑﻮﺩ؟ﺟﺰ خفگی،ﺟﺰ ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺑﯿﻢ ﻧﺒﻮﺩ - یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
نشئه ی شعرم ولی دارم خماری میکشم - شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
آن روزها نام مرا حتا نمی دانست - شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
تردید بود و انتظار اما مسلم شد - شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
اینجا زمین به نام تو پیوند خورده است - جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
"يک برکه‌ پر از قو" يا "يک بوم دو رنگ" است؟ - جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
به رسم صبر، باید مَرد آهش را نگه دارد - جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
برتري بر لشکري از غم کجا و من کجا؟ - جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
قول دادم به تو "این راز"فراموش شود - جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
با من برقص حال و هوایت عوض شود - پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
ستاره های زیادی به شهرک آمد و رفت - پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
لبت را دیدم و دیدم که ساغر راست می گوید! - پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
ماییم  به بی رحمی تکرار، گرفتار - پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
دو چشم میشی تو گرچه رام و آرامند - یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
تا زمانی که جهان را قفسی می‌دانم - یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
غم است و می پراند از لب هر کس تبسم را - یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵
مباش در پی کتمان ... که این گناه تو نیست - پنجشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۵
درد دیوانگی ما دو برابر شده است - دوشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۵
در من نفسي زنده کن آن روح روان را - یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۵
مثل آن جسم که از روح جدا می ماند - شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۵
بگذار مثل کاغذی تاخورده باشم - شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۵
بگو خیبر منازد اینقدر بر برج و بارویش - جمعه سوم اردیبهشت ۱۳۹۵
هر یک هزارها غزل اند و قصیده اند - جمعه سوم اردیبهشت ۱۳۹۵
سرد بودن با مرا، دیوار یادت داده‌است - جمعه سوم اردیبهشت ۱۳۹۵
دیگر کسی به داد دل ما نمی رسد - جمعه سوم اردیبهشت ۱۳۹۵
دلگیرم از تو و همۀ مردمان شهر - شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۵
از چهـار سـمـت، گریـه، بسته راهِ من - چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۵
از من گرفتی شانه های مادرم را - سه شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۵
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست! - شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۵
هر کسی گفته که این سطح, پر از زیبایی ست - چهارشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۵
سویش گرفتم دستهای ناتوانم را - چهارشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۵
بگو : اجّی ، بگو از شانه هایم دربیاید پر! - جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۴
شکست! یا لگدش کرده ! یاکسی یامن !؟ - جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۴
خسته ام از عذاب ِ زن بودن مثل ِ شاتوت در دهن بودن - جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۴
اسپند نسوزاندم و آبی نفشاندم - جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۴
هر گاه یک نگاه به بیگانه می‌کنی - جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۴
مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده - سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۴
شبِ نیامدنت باد آسمان را برد - پنجشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۴
دلم دوباره گرفته بهانه ای که تو باشی - جمعه هفتم اسفند ۱۳۹۴
ﺍﯼ ﺩﺭﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪ - دوشنبه سوم اسفند ۱۳۹۴
بی‌شک اگر تنهایی‌ام را باد می‌فهمید - یکشنبه دوم اسفند ۱۳۹۴
خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید - یکشنبه دوم اسفند ۱۳۹۴
چه شبيخون قشنگـي زده آغاز نگاهـت - یکشنبه دوم اسفند ۱۳۹۴
چادرسياه ِ خسته ي خاورميانه ام - یکشنبه دوم اسفند ۱۳۹۴
نازپرورده‌اي و درد نمي‌داني چيست - شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴
شبيه حس رسيدن به نقطه ي جوش است - شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴