غزلسرا
دیر یا زود کسی باید از اینجا می رفت
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
من پیکره ای حبس شده پشت حصارم
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
من آسمانم را، زمینم را عوض کردم
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
آمدم تا مرزهای بسته ى آغوش تو
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
رسید فصل دعاهای مستجاب از تو
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
گوي بلورين اند يا يک جفت تيله
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
از غم تو سردرآوردم بگويم شاعرم
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
دستی از من، من در پای تو افتاده بگیر
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
ممنون دم از سپیده دم از صبحدم زدی
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
ای گریه ام دست تو است این بار محکم باش
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
دلپریشانم شبیه ابر، باران میبرم
-
پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵
عصر یخبندان کنارت صبح فروردین شود
-
پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۵
چه خوشبختی کوتاهی: کنارت بودن و رفتن
-
پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۵
پر از گلایه و دردم ، پر ازپریشانی
-
پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۵
این جاده ها که حوصله را سر می آورند
-
پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۵
وقتي از باور پروانه شدن سرشاريم
-
سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۵
با اینکه خلق بر سر دل مینهند پا
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
بر زمین افتاد شمشیرت ولی چون جنگ بود
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
پیشکش ما به چشم یار نیامد
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
با آنکه بیدلیل رها میکنی مرا
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
گر چه با تقدیر ناچار از مدارا کردنم
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
اگر چه همقدم گردباد میگردم
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
با لب سرخت مرا یاد خدا انداختی
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
عقل اگر میخواهد از درهای منطق بگذرد
-
یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵
و زخم بود که جای ثمر به بار آمد
-
چهارشنبه هشتم دی ۱۳۹۵
جا مانده ام در خاطرات نوجوانی ها
-
جمعه سوم دی ۱۳۹۵
"عاشقت هستم"، فقط در پاسخم خندید و رفت
-
شنبه بیستم آذر ۱۳۹۵
پشت چشمان تو شهری ست، تماشا دارد
-
شنبه بیستم آذر ۱۳۹۵
گواهِ تشنگی دشت های عریان است
-
شنبه بیستم آذر ۱۳۹۵
من کتاب شعر هستم، جسم و جانم کاغذی ست
-
شنبه بیستم آذر ۱۳۹۵
تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد
-
پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۵
با اسب خود مي تازي و عين خيالت نيست
-
یکشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۵
صبح باراني ات بخير!آقا! يارِ دلمرده ي سحرخيزم
-
شنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۵
ای رفته کمکم از دل و جان! ناگهان بیا
-
جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵
بر شانه هايت تکيه مي دادم يک کوه بايد اينچنين باشد
-
پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۵
صبح باراني ات بخير!آقا! يارِ دلمرده ي سحرخيزم
-
پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۵
سرودمت نه به زیبایی خودت-شاید
-
پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۵
خط نستعليقِ ابروي تو را وقتي نوشت
-
چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵
امروز پشت پنجره گلدان گذاشتم
-
یکشنبه هفتم آذر ۱۳۹۵
اسيرِ بندِ قفس را حصار خواهد کشت
-
یکشنبه هفتم آذر ۱۳۹۵
هر رعد و برقی مژده ی باران نخواهد داد
-
پنجشنبه چهارم آذر ۱۳۹۵
شبیه کوه پابرجایم و چون رود سیالم
-
سه شنبه دوم آذر ۱۳۹۵
باید شبی به قبله ی حاجات رو کنم
-
سه شنبه دوم آذر ۱۳۹۵
چشم تو وقتي به مستي انتخابم ميكند
-
سه شنبه دوم آذر ۱۳۹۵
رهاتر از همهیِ برگهایِ پاییزی
-
سه شنبه دوم آذر ۱۳۹۵
[عنوان ندارد]
-
سه شنبه دوم آذر ۱۳۹۵
می خواهی از عمق وجودت در یقین باشی
-
دوشنبه یکم آذر ۱۳۹۵
به عشق تو، به هواخواهیت، همیشه سینه سپر کردم
-
یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵
⇐
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
...
→
Powered by
BLOGFA.COM