غزلسرا
معبدی باش آنور ِ تبّت تا در این شعر، زائرت باشم
-
شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۴
گرد آفرید شعر سپیدم عنان به دست
-
شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۴
لب باز کردم واژه اي بي باک بيرون زد
-
شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۴
آفتاب از دور می بوسد بلور گردنت
-
پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴
وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنويسم
-
سه شنبه هفتم مهر ۱۳۹۴
تو رفته ای و غزل های دیگری هم هست
-
سه شنبه هفتم مهر ۱۳۹۴
شبیه اسب درونم دوباره رم کرده
-
سه شنبه هفتم مهر ۱۳۹۴
جبرييلم پر زد از بامم به بام ديگري
-
دوشنبه ششم مهر ۱۳۹۴
مي شود در جاده ی گم گشته راهي بي عبور
-
دوشنبه ششم مهر ۱۳۹۴
شادم از اینکه شادی ات را می توانم از پشت چشمان مه آلودت بخوانم
-
دوشنبه ششم مهر ۱۳۹۴
به دل وقتی خدایم بی نشان، بی نام می آید
-
یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴
شب به هم گفتیم: با هم تا ابد یاریم ما
-
شنبه چهارم مهر ۱۳۹۴
نقد جان می طلبیدند که ما تن دادیم
-
جمعه سوم مهر ۱۳۹۴
اینکه باخود گاه گاهی سخت دعوا می کنم
-
جمعه سوم مهر ۱۳۹۴
هر سکوتی در گلوی یک صدا خوابیده است
-
پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴
دشمن سر سخت من بودی ولی من دوست می پندارمت
-
پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴
زیباترین لبخند دیگر برنخواهد گشت
-
پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴
خسته ازانگل درون سرم، مثل کرمی شبیه اسکاریس
-
دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴
آسمان بد گرفته و افسوس، این هوایم هوای خوبی نیست
-
دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴
دمی انصاف کن جانا ، تو غوغا کرده ای یا من؟
-
یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴
آري کبوتر با کبوتر فرق دارد
-
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
از اينجا رفتي و گفتي که خاطرخواه کم دارد
-
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
چه وقت گل کند آيا شکوفه هاي تنت
-
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
قفلي شکست و در شب زندانم آمدي
-
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
چه بود؟ جز خفگي،جز سکوت و بيم نبود
-
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
حتي اگر کور باشم شادم اگر مي توانم
-
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
مگو پرنده در اين لانه ماندنش سخت است
-
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
قاصدک هاى پریشان را که با خود ، باد برد
-
شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
ای تو پریشان کرده خاطر را !
-
پنجشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۴
تویی که رخت و لباست واسه ی اون ور آبه
-
سه شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۴
به ياد آن كسى كه چشم هايش برده جانم را
-
چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۴
من ابتداي زمينم، من انتهاي زمانم
-
پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴
نیستی! آغوش من احساس سرما می کند
-
پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴
نداد از دل خود دانه اي انار به من
-
پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴
مثل سقفی سالخورده کز در و دیوار خسته
-
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴
دلم شکسته و اوضاع درهمی دارد
-
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴
گفتــم بنويســــــيد وليکـــن ننـــوشتند
-
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴
ترسیـده بـودم گر بیـفـتـم، برنـداری از زمـیـنـم
-
یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴
به دعاهايمان اميدي نيست، اين همه ذکر و نذر ييهوده است
-
جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۴
ای وکیل بی گناهان قاضی القضات نیز
-
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
تن بلورین ماه ِ من ! مویت شب ِ یلدایی است
-
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
تا می نشست با گل لبخند پیش من
-
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
مي روم دنبال خود از خويش تا جايى كه نيست
-
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
تو فکر رفتنی و خنده ات شادم نخواهد کرد
-
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
گاهی فقط یک ابر میفهمد هوایم را
-
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
گنجشک واژه ای ست که بر خط سیم ها
-
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
با من بمان این لحظه های واپسین را
-
دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴
علت بوسیدن اجبار, میدانی که چیست
-
یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴
شرمنده عشق جان! که طفیل تو نیستم
-
شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت
-
پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴
⇐
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
...
→
Powered by
BLOGFA.COM