معبدی باش آنور ِ تبّت تا در این شعر، زائرت باشم - شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۴
گرد آفرید شعر سپیدم عنان به دست - شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۴
لب باز کردم واژه اي بي باک بيرون زد - شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۴
آفتاب از دور می بوسد بلور گردنت - پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴
وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنويسم - سه شنبه هفتم مهر ۱۳۹۴
تو رفته ای و غزل های دیگری هم هست - سه شنبه هفتم مهر ۱۳۹۴
شبیه اسب درونم دوباره رم کرده - سه شنبه هفتم مهر ۱۳۹۴
جبرييلم پر زد از بامم به بام ديگري - دوشنبه ششم مهر ۱۳۹۴
مي شود در جاده ی گم گشته راهي بي عبور - دوشنبه ششم مهر ۱۳۹۴
شادم از اینکه شادی ات را می توانم از پشت چشمان مه آلودت بخوانم - دوشنبه ششم مهر ۱۳۹۴
به دل وقتی خدایم بی نشان، بی نام می آید - یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴
شب به هم گفتیم: با هم تا ابد یاریم ما - شنبه چهارم مهر ۱۳۹۴
نقد جان می طلبیدند که ما تن دادیم - جمعه سوم مهر ۱۳۹۴
اینکه باخود گاه گاهی سخت دعوا می کنم - جمعه سوم مهر ۱۳۹۴
هر سکوتی در گلوی یک صدا خوابیده است - پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴
دشمن سر سخت من بودی ولی من دوست می پندارمت - پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴
زیباترین لبخند دیگر برنخواهد گشت - پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴
خسته ازانگل درون سرم، مثل کرمی شبیه اسکاریس - دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴
آسمان بد گرفته و افسوس، این هوایم هوای خوبی نیست - دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴
دمی انصاف کن جانا ، تو غوغا کرده ای یا من؟ - یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴
آري کبوتر با کبوتر فرق دارد - شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
از اينجا رفتي و گفتي که خاطرخواه کم دارد - شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
چه وقت گل کند آيا شکوفه هاي تنت - شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
قفلي شکست و در شب زندانم آمدي - شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
چه بود؟ جز خفگي،جز سکوت و بيم نبود - شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
حتي اگر کور باشم شادم اگر مي توانم - شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
مگو پرنده در اين لانه ماندنش سخت است - شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
قاصدک هاى پریشان را که با خود ، باد برد - شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴
ای تو پریشان کرده خاطر را ! - پنجشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۴
تویی که رخت و لباست واسه ی اون ور آبه - سه شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۴
به ياد آن كسى كه چشم هايش برده جانم را - چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۴
من ابتداي زمينم، من انتهاي زمانم - پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴
نیستی! آغوش من احساس سرما می کند - پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴
نداد از دل خود دانه اي انار به من - پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴
مثل سقفی سالخورده کز در و دیوار خسته - دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴
دلم شکسته و اوضاع درهمی دارد - دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴
گفتــم بنويســــــيد وليکـــن ننـــوشتند - دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴
ترسیـده بـودم گر بیـفـتـم، برنـداری از زمـیـنـم - یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴
به دعاهايمان اميدي نيست، اين همه ذکر و نذر ييهوده است - جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۴
ای وکیل بی گناهان قاضی القضات نیز - پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
تن بلورین ماه ِ من ! مویت شب ِ یلدایی است - پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
تا می نشست با گل لبخند پیش من - پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
مي روم دنبال خود از خويش تا جايى كه نيست - پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
تو فکر رفتنی و خنده ات شادم نخواهد کرد - پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
گاهی فقط یک ابر می‌فهمد هوایم را - پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
گنجشک واژه ای ست که بر خط سیم ها - پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
با من بمان این لحظه های واپسین را - دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴
علت بوسیدن اجبار, میدانی که چیست - یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴
شرمنده عشق جان! که طفیل تو ‌نیستم - شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت - پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴