غزلسرا
رفتن،رسیدن است و من و تو خودِ مسیر؟
-
دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۴
خوشحالم از اینکه برف می بارد و من، در داخل یک اتاق گرمم آری
-
یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۴
راستی آینه ی نخوت ایام سلام
-
پنجشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۴
رو می کنم به عکس تو با چشم زارِ خویش
-
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۴
بی تو به صحرای غم ، در تب و تابم ، بیا
-
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۴
جرعه اي از جسم خود، در جام ِ جان ِ من بريز
-
جمعه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
شوق دویدن باشد اما پا نباشد
-
پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴
بگذار غمِ فاجعه مسکوت بماند
-
سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۴
وقتی دلم را بی هدف حراج کردم
-
جمعه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
با خیال روی تو تا صبح بیدارم، نگاه..
-
دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴
شب فرو کش کند نگاهت را، صبحگاهان غبار بنشیند
-
دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴
شرع فرمود حرامست به تو زل بزنم
-
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
بغلت گریه ی خاموش چه حالی دارد
-
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
دلم می گیرد از غصه اگر بی وقت و برنامه
-
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
برای چیست در انبوه جنگل این هیاهوها
-
پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴
آخر مرا در دست اندوهت رها کردی!؟
-
چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴
من به جان ِ تو، بی تو، جسم وجان نمی خواهم
-
شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
می نشاند مرا به بستر اشک ، آیه های جنون مولانا
-
شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
زمان تمامی ما را کنار خواهد زد
-
شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
مرا ببر به دياري که عشق خسته نباشد
-
پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴
خوب من خالی کن از حرص زمانه سینه را
-
چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴
دلتنگ و ويران، در خيابان هاي ِ بي تو
-
سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴
کابـوسی از خاکـستـر و شـیـون، ریـشـه دوانـیـده سـت در خـوابـم
-
سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴
لبت از جنس انار و دلت از آهن بود
-
دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴
تقويم روي ميز ورق خورد ابتدا
-
پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳
حسّ خوبیست در آغوش خودت پیر شوم
-
پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳
مپرس حال مرا روزگار یارم نیست
-
دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳
برای کودکی هایت شبیهِ عروسک ، مدتی دلخواه بودم
-
جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳
اين گونه سر در گوش هم از هم چه مي پرسند؟
-
دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳
بس است هرچه زمین از من و تو بار کشید
-
سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳
ای پریزاده و افسانه تو را گم کردم
-
پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳
کمی تا قسمتی در سایه روشن های پوچستان
-
یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
نگرانی برای ماهی ها ،نگرانی برای گلدانت
-
یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳
گُناهي مُستحب تر نيست از ديدار ِ پنهانت
-
سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۳
امشب شب جمعه ست،جمعه!... و تو غمگينی
-
دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۳
در امتدادِ سحر میرسم به خانهی تو
-
یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳
بايد دو قطره اشک از چشمم بريزد تا يادِ او را لحظه ها نم نم بيارد
-
دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۳
بگذر از عشقم ،رهایم کن که ماندن زور نیست
-
شنبه سوم آبان ۱۳۹۳
این چنین گیج و شتابنده و پی در پی
-
جمعه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۳
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
-
جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۳
کاش با مرگ من این بازی عوض می شد !
-
یکشنبه ششم مهر ۱۳۹۳
حس این ویرانگی را از پریشان هابپرس
-
جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۳
اگرچه از همه ی وعده ها فراری بود
-
جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۳
چقدر خسته ام از خود ! نمانده هیچ نقابی
-
سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۳
دیشب تمامِ شهر را بی تو، همراه باران گریه می کردم
-
یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۳
ابر یک بالش وهم است رها کن آنرا
-
جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۳
عشق آرامش دلهاست اگر بگذارند
-
سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳
ﮐﺎﺵ ﻣﺜﻞ ﻏﻨﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﯿﺪﻣﺖ !
-
جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۳
فقط انگار در این شهر دلِ من دل نیست !
-
جمعه هفتم شهریور ۱۳۹۳
به قول خودت قصه ی ما دو تا ، فقط لحظه های غم انگیز داشت
-
یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۳
⇐
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
...
→
Powered by
BLOGFA.COM