رفتن،رسیدن است و من و تو خودِ مسیر؟ - دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۴
خوشحالم از اینکه برف می بارد و من، در داخل یک اتاق گرمم آری - یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۴
راستی آینه ی نخوت ایام سلام - پنجشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۴
رو می کنم به عکس تو با چشم زارِ خویش - سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۴
بی تو به صحرای غم ، در تب و تابم ، بیا - سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۴
جرعه اي از جسم خود، در جام ِ جان ِ من بريز - جمعه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
شوق دویدن باشد اما پا نباشد - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴
بگذار غمِ فاجعه مسکوت بماند - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۴
وقتی دلم را بی هدف حراج کردم - جمعه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
با خیال روی تو تا صبح بیدارم، نگاه.. - دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴
شب فرو کش کند نگاهت را، صبحگاهان غبار بنشیند - دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴
شرع فرمود حرامست به تو زل بزنم - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
بغلت گریه ی خاموش چه حالی دارد - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
دلم می گیرد از غصه اگر بی  وقت و برنامه - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
برای چیست در انبوه جنگل این هیاهوها - پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴
آخر مرا در دست اندوهت رها کردی!؟ - چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴
من به جان ِ تو، بی تو، جسم وجان نمی خواهم - شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
می نشاند مرا به بستر اشک ،  آیه های جنون مولانا - شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
زمان تمامی ما را کنار خواهد زد - شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
مرا ببر به دياري که عشق خسته نباشد - پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴
خوب من خالی کن از حرص زمانه سینه را - چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴
دلتنگ و ويران، در خيابان هاي ِ بي تو - سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴
کابـوسی از خاکـستـر و شـیـون، ریـشـه دوانـیـده سـت در خـوابـم - سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴
لبت از جنس انار و دلت از آهن بود - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴
تقويم روي ميز ورق خورد ابتدا - پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳
حسّ خوبیست در آغوش خودت پیر شوم - پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳
مپرس حال مرا روزگار یارم نیست - دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳
برای کودکی هایت شبیهِ عروسک ، مدتی دلخواه بودم - جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳
اين گونه سر در گوش هم از هم چه مي پرسند؟ - دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳
بس است هرچه زمین از من و تو بار کشید - سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳
ای پریزاده و افسانه تو را گم کردم - پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳
کمی تا قسمتی در سایه روشن های پوچستان - یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
نگرانی برای ماهی ها ،نگرانی برای گلدانت - یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳
گُناهي مُستحب­ تر نيست از ديدار ِ پنهانت - سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۳
امشب شب جمعه ست،جمعه!... و تو غمگينی - دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۳
در امتدادِ سحر می‌رسم به خانه‌ی تو - یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳
بايد دو قطره اشک از چشمم بريزد تا يادِ او را لحظه ها نم نم بيارد - دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۳
بگذر از عشقم ،رهایم کن که ماندن زور نیست - شنبه سوم آبان ۱۳۹۳
این چنین گیج و شتابنده و پی در پی - جمعه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۳
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست - جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۳
کاش با مرگ من این بازی عوض می شد ! - یکشنبه ششم مهر ۱۳۹۳
حس این ویرانگی را از پریشان هابپرس - جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۳
اگرچه از همه ی وعده ها فراری بود - جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۳
چقدر خسته ام از خود ! نمانده هیچ نقابی - سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۳
دیشب تمامِ شهر را بی تو، همراه باران گریه می کردم - یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۳
ابر یک بالش وهم است رها کن آنرا - جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۳
عشق آرامش دلهاست اگر بگذارند - سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳
ﮐﺎﺵ ﻣﺜﻞ ﻏﻨﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﯿﺪﻣﺖ ! - جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۳
فقط انگار در این شهر دلِ من دل نیست ! - جمعه هفتم شهریور ۱۳۹۳
به قول خودت قصه ی ما دو تا ، فقط لحظه های غم انگیز داشت - یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۳