به انتظار تو ماندن عجیب نیست،عجیب - یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۴
برای این منِ آواره مهلتی خوب است - یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۴
جایی نرو ! بچرخ فقط در مدار من ! - یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۴
سازگاری با رفیقان ظاهرا کار تو نیست - یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۴
گر چه تنت را هنوز لمس نکرده تنم - یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۴
تو آمدی که مرا خون جگر کنی بروی... - شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴
جایی نرو ! بچرخ فقط در مدار من ! - جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی ماند - جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴
بیا که مانده شرابی به جامِ باده هنوز - جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴
تویی که نام تو در صدر سربلندان است - دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۴
نه رقص بی اراده ی چین های دامنم - یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴
ﭼﻨﺪﯼ ﺳﺖ ﺗﺎﺭ ﻭ ﭘﻮﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺣﺲ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ - یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴
می خواستم که زخم دلت را رفو کنم - جمعه هجدهم دی ۱۳۹۴
از ریل ِ دست های تو رد شد قطار ِ باد - چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۴
بین صدها سرفرازی یک تباهی لازم است - یکشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۴
باید پذیرفت آه،  او  دیگر نمی آید - یکشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۴
دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی - جمعه یازدهم دی ۱۳۹۴
مو به روی شانه داری یاکمندآورده ای!؟ - جمعه یازدهم دی ۱۳۹۴
به رقص می کشمت پا به پای شور دفم - دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴
گفتند از شراب تو میخانه‌ها به هم - دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴
از حوصله‌ی روسری اش باد که سر رفت - دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴
باز کن در را برایت شعر ناب آورده ام - دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴
بدون عشق، کم کم مغز من از کار می افتد! - دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴
می بوسد ! در شگفتم از لبهاش ! می خواهد ! پس نمی زند دیگر ! - دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴
آمدی و عاشقم کردی و رفتی باز هم - دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴
افسرده و غمگین و دلگیر است امشب - چهارشنبه دوم دی ۱۳۹۴
همراه و هم قبیله ی بادِ خزان شدیم - چهارشنبه دوم دی ۱۳۹۴
بي تو چون هر قهرمان پر غرور ديگري - سه شنبه یکم دی ۱۳۹۴
ای آنـــکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟ - یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴
بند نافم کاش مي پيچيد دور گردنم - شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴
از اولش هم گفته بودم که سري از من - شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴
دیگر گره خورده وجودم با وجودش - شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴
نفرین چرا؟گناه بزرگی نکرده ام - شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴
میان شاید و اما تو باز میگردی - پنجشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۴
تو را که دیدم، دیدم که شعر یعنی تو... - پنجشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۴
زنبورِ بی کندوی من ! سرباز ! همسنگر ِ گل های بی پرچم! - چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۴
و حتّی عشق، حتّی عشق، زندان رهایی بود - چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۴
قفس در ذهن مرغ خانگی خانه ست، زندان نیست - سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۴
درخت خشک خیالم بهار می خواهد - سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۴
شرطی شده ام تجربه ام گفت زمانی که تو باشی.. - جمعه بیستم آذر ۱۳۹۴
من شبانه فرار خواهم کرد،می برم مخفیانه فردا را - جمعه بیستم آذر ۱۳۹۴
غمگين تر از يك آدم برفی، كه روي ريل ساخته باشند - جمعه بیستم آذر ۱۳۹۴
ما نسل بازمانده ی در حال انقراض، نسلی که عقده های فراوان نداشتیم! - سه شنبه هفدهم آذر ۱۳۹۴
خیالش رفته از این خانه دیگر در نخواهد زد - سه شنبه هفدهم آذر ۱۳۹۴
هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۴
دل بسته ام به خط و به آن خال ... بگذریم - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۴
نه... مثلِ این که با چنین برفِ شدیدی - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۴
شاید امسال اگر فصل زمستان برسد - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۴
قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستي - یکشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۴
دل بسته ام به خط و به آن خال ... بگذریم - یکشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۴