گوشه‌ی ابرو که با چشمت تبانی می‌کند - سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱
ظلم اینان می رود... نوبت به آنان می رسد - دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱
از حرف خسته ام، کلماتم مزخرفند - دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱
حزن صدايت سوختن را ساده تر مي كرد - یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱
با زبانی سوخته در وحشت کابوس ها - یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است - یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است - یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱
من دیده ام در نگاهت برقی شبیه ستاره - یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱
اتّفاق است اینکه با یک شعر، آنکه با یک نگاه می افتد - شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱
آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست - شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱
این آخرین هزاره ی آشوب آدم است - جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱
پا به ماه غمم ولی هر روز پای چشمان ماه میخندم - جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱
سر مي خورد كنار آبيِ كفشت پياده رو - جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم - جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱
قد کشیدی تا جوانی پابه پایم حیف شد - جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱
کاش می شد که به اوضاع ِ تو سامان بدهد - پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱
باید از ابتدای این قصه، خانه مان را خراب می کردیم - پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱
نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش - پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱
بانو، چقدر ساده، چه گيرا نگاهتان - پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱
غیر از قفس اگر که مکان دگر نداشت - پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱
تمام کرده خدا در لبت ملاحت را - پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱
هيمه ي آتش درون سينه از انگور بود - چهارشنبه نهم اسفند ۱۳۹۱
اصرار های گشنگی ات سیر می شود - دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱
مادرم فکر می کند که پدر، پدر است و هنوز همسر نیست - دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱
دخترک خنده ای زد و چرخيد : هيچکس مثل من نمی رقصد! - دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱
در وا شد و پاشيد نسيم هيجانش - یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱
ﻣﺜﻞ ﺷﮑّﯽ ﮐﻪ ﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﻏﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﻗﺎﻃﯽ - یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱
فرهاد و جمعه های پر از درد و اضطراب - شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱
بیا! بپر! به خدا حجم آسمان کم نیست - شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱
نگیر از این دلِ دیوانه، ابر و باران را - شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱
نی می زنم که عشق به صحرا بیاورم - جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱
ای که برداشتی از شانه ی موری باری - جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱
امشب دلم را در غزل جا می گذارم - جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱
من به اصرار غزلهایم تورا خط میزنم - جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱
نمِ باران نشسته روی شعرم، دفترم یعنی - پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۱
چون خط خوشنویس که پیچیدہ در بوته ھای مضحک تذھیبی - پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۱
مي شود با جيبِ خالي، خانه در تهران بگيرد؟ - دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱
از جنس خاک این حوالی نیست خاکی که دنیا بر سرم کرده - دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱
گره واكن گره اي ناز خاتون ِ خراساني - یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱
تو را به جان ِ ستاره دوباره ماه نکِش! - شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱
چقدر چشم کشیدم خطوط پیرهنت را - شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱
کشانده عشق مرا باز تا حوالی تو - شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱
یک لحظه زندگی تو از دست می رود - شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱
حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم - جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱
همچوبارانی شدم همراه سیلابی روانم - پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱
دیگر زمان زلف پریشان گذشته است     - پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱
 بند آمده در حسرت وصف تو زبان ها - پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱
تکیه گاهم نشدی ... جورِ تو را باد کشید - پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱
آیا موافقی لبت از هم جدا شود؟ - چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱
آخر چقدر سنگ دل و سخت باوری - سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱