بهار آمده اما هوا هوای تو نیست - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲
تــا کی از يوسف و آن پيرزن تــــر دامن - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲
لبخند بــزن پر بده غمگینی خود را - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲
امسال هم گفتی نشد ، گفتی گرفتارم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲
هر چـه بر ما می رود از خواهش دل می رسد - دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۲
رسیده‌ام به چه جایی... کسی چه می‌داند - شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲
بانگ خروس ، صبح دل آزار دیگری - شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲
بانگ خروس ، صبح دل آزار دیگری - پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۲
من با شروع وخطِ پایان قهر هستم - سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲
خبر نداری از دلم که ساده درد می کند - دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲
چه داری در قدمهایت که با آنها بهاران می شود اینجا - دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست - دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲
چه شد که سر نمیزنی ، به دفتر خیال من ؟ - دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲
اسیر خواب زمستانیم بهارم باش - یکشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۲
افتاده دو چشمان تو در مردمک من - شنبه سوم فروردین ۱۳۹۲
آن روزها که شرط بقا قیل و قال بود - شنبه سوم فروردین ۱۳۹۲
آمد زمینه سازی من را خراب کرد - شنبه سوم فروردین ۱۳۹۲
ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفت - شنبه سوم فروردین ۱۳۹۲
ای بی تو دل تنگم بازیچه توفانها - شنبه سوم فروردین ۱۳۹۲
تق تق…ت تق…و ناگاه ، تق و یکی زمین خورد - جمعه دوم فروردین ۱۳۹۲
گل آمده با سبزه به همراهی نوروز - پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۹۲
مي تواني بزني بال، كبوتر باشي - چهارشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۱
من و دست هایی پر از آرزو - جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
غم دی رفته و غم های بهار آمده است - جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
تاکه با دل، من نشان روی تو گفتم، دلم دیوانه شد. - جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
هی سینه خیز می بریَم هی کلاغ پر - جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
تو که راهی شدی نمی دانی،معنی بی قرار یعنی چه - پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱
این داغ تازه ایست بر آن کهنه داغ ها - پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱
ذهنم پر از شعر است اما دفترم خالی است - پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱
بارها خود را گرفتار ِ توهّم کرده ام - پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱
با دل ِ تنگ ِ خودت قافیه پرداز نباش - پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱
در سنگسار ، آینه ای را که می برند - پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱
ها...! ای همیشه آشنایم ! دوستت دارم - چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱
بازکن چشم که چون فصل جدیدی شده است - چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱
مردی که از دو چشم تو تبعید می شود - سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱
وقتی که حالت از غم دنیا گرفته است - سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱
خورشیدم و شهاب قبولم نمی كند - سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱
مجال گریه کم و حجم درد بسیار است - سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱
اين ميز، اين گلدان خواب آلوده ي خالي - دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱
اسم کسی به سنگ مزاری نوشته شد - دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱
بی تو در خلوت خود شب همه شب بیدارم - یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱
بریده خنجر سرما تمام جانم را - شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱
در حيرتم ازاينهمه ترديد تو گاهي - شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱
مرا ببر به "منم" آن منی که خالق آنی - شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱
يك دوست اگر دكتر ما داشت "چاوز"بود - شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱
در من نویدِ جنگِ غم انگیزِ دیگریست - شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱
شاعر آواره از این خانه نباید بشود - شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱
تو که در فکر منی مرگ مرا سر برسان - جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱
مطمئن تر می شوی در خواب [محکومی به شک [ - سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱
ایوان و صندلی و سکوت و زنی فلج ... - سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱