غزلسرا
تو را هر قدر عطر یاس و ابریشم بغل کرده
-
دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱
گل میدهد امّید, باران که می بارد
-
دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱
میپرم از خواب با فریاد ِ فکرت ناگهانی !
-
دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱
بگو تادست و دامن را بشويند
-
دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱
مهمان خانه ات شده ام گاه،با غزل
-
یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱
من ازآیینه تاریک وازدیدارمیترسم
-
یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱
نه چون اهل خطا بودیم رسوا ساختی ما را
-
شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱
رقصيدن گيسوي تو در باد قشنگ است
-
شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱
تا راه هم به دست کسی در دوراهی است
-
جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱
و رویِ صحبت من با شماست ،آقایِِِ ...
-
جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱
ناله های ما دو تا هر روز بدتر می شود...
-
جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱
روزه دارم من و افطار از آن لعل لب است
-
جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱
هر چه کردم نشوم از تو جدا بدتر شد
-
پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱
هی طعنه می زند به قدم هایم کفشی که اشتیاق سفر دارد
-
پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱
دلم گرفته عزیزم دلم گرفته عزیز
-
پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱
امشب چه بی بهانه تو را ضجه می زنم
-
پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱
آزاد شو از بند خویش ، زنجیر را باور نکن
-
چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱
شیرین به من نخند که انگار با منی
-
چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱
ای کاش باز فرصت و عمر دوباره بود
-
چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱
با من بگو چگونه به پایان رسیده ام؟
-
چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱
از خانه اش رفتم ... امُا ، باید فراتر بگردد
-
چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱
تا که چشمان زلیخا به غلام افتاده
-
چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱
در بندها بس بنديان, انسان به انسان ديده ام
-
چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱
در را نبند و پنجره های مرا بگیر
-
سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱
حس کرد عاشق است ولی اعتنا نکرد
-
سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱
میان خواب منی هی از این به آن دنده
-
سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱
کلام سبز تو ای دوست بوی باران داشت
-
دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱
شبي برگرد و با بغض غريب غربتم سركن
-
یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱
در خویش می سازم تو را ، در خویش ویران می کنم
-
یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱
چه قدر مردم آسان گرفتهاند مرا
-
یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱
او با خیال جنگ و من , همواره کوتاه آمدم
-
شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱
از در درآ درآ که دلم بی قرار توست
-
شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱
خسته چون باد خزان مانده دراين تكرارها
-
شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱
به یک پلک تـــو مـیبخشم تمـــام روز و شبها را
-
جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱
دیگر بس است , اینهمه از من بریدنت
-
پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱
این پیرهن؛ چقدر.. .چقدر آرزو کند
-
پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱
پرسيدي و شرحي به جز حال خرابم نيست
-
چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱
اگر موافقِ حذفِ بشر خودم بودم
-
چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱
کاش این همه از دسترسم دور نبودی
-
چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱
برون نرفته از سرم هنوز هم هوای تو
-
چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱
تو با یک دسته گل با خنده و یک جعبه شیرینی
-
چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱
بوسه نه... خندهی گرم از دهنت کافی بود
-
سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱
آه ، آدم دلش كه پر باشد ، دوست دارد به كوچه ها بزند
-
سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱
در من زنی بزرگ اندازه ی جهان فریاد می زند
-
دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱
ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی
-
دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱
غرور و ناز تو زیباست با زنانهگی ات
-
یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱
عمريست كه من برده ي بازار تو هستم
-
یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱
باران! ببار روي تن سرزمين من
-
شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱
شب برفی، شب دوری، شب تنها، شبِ تلخ
-
شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱
یعقوب منا ، یوسفت افتاده در این چاه
-
شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱
⇐
۳۸
۳۹
۴۰
۴۱
۴۲
۴۳
۴۴
۴۵
۴۶
...
→
Powered by
BLOGFA.COM