غزلسرا
من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
هجر خدایا بس است زود وصالی بده
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
آمدم سر تا قدم در بند سودا همچنان
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای قامت تو جلوه ده شیوههای حسن
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
کاری مکن که رخصت آه سحر دهم
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
جان رفت و ما به آرزوی دل نمی رسیم
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
در راه عشق با دل شیدا فتادهایم
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ز کوی آن پری دیوانه رفتم
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
تا چند به غمخانهی حسرت بنشینم
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاص
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
در ماندهام به درد دل بی علاج خویش
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
گر چه دوری میکنم بیصبر و آرامم هنوز
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
وه که دامن میکشد آن سرو ناز از من هنوز
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
پرسیدن حال دل ریشم بگذارید
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
به لب بگوی که آن خندهی نهان نکند
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
یاران خدای را به سوی او گذر کنید
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمیداند
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
کجا در بزم او جای چو من دیوانهای باشد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
غم هجوم آورده میدانم که زارم میکشد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مرا وصلی نمیباید من و هجر و ملال خود
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
آن مستی تو دوش ز پیمانهی که بود
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ماه من گفتم که با من مهربان باشد ، نبود
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
به تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ز پیش دیده تا جانان من رفت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خندهات برما و بر داغ دل درمانده چیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
باز این عتاب و شیوه عاشق گداز چیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
قدر اهل درد صاحب درد میداند که چیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
⇐
۴۸
۴۹
۵۰
۵۱
۵۲
۵۳
۵۴
۵۵
۵۶
...
→
Powered by
BLOGFA.COM