غزلسرا
عیسی لبی و مرده دلم در برابرت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
شوری ز دو عشق در سر ماست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دل شد از دست و نه جای سخن است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
سر سودای تو را سینهی ما محرم نیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
شو که سلطان فتنه را همه سال
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دردی است درد عشق که درمان پذیر نیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
تیره زلفا بادهی روشن کجاست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
از حال خود شکسته دلان را خبر فرست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
رخ تو رونق قمر بشکست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
لعل او بازار جان خواهد شکست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای باد صبح بین که کجا میفرستمت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دست قبا در جهان نافه گشای آمده است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
چه نشینم که فتنه بر پای است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
من ندانستم که عشق این رنگ داشت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مرا دانهی دل بر آتش فتاده است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
زآتش اندیشه جانم سوخته است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
پای گریز نیست که گردون کمانکش است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
کار عشق از وصل و هجران درگذشت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مست تمام آمده است بر در من نیم شب
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
گر مدعی نهای غم جانان به جان طلب
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
درد زده است جان من میوهی جان من کجا
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای پار دوست بوده و امسال آشنا
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز را
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای آتش سودای تو خون کرده جگرها
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
نخستین باده کاندر جام کردند
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بیا، که بیرخ زیبات دل به جان آمد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ناگه بت من مست به بازار برآمد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
می روان کن ساقیا، کین دم روان خواهیم کرد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بیا، که عمر من خاکسار میگذرد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بیا بیا، که نسیم بهار میگذرد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
نگارا، بیتو برگ جان که دارد؟
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
در حلقهی فقیران قیصر چه کار دارد؟
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
⇐
۵۱
۵۲
۵۳
۵۴
۵۵
۵۶
۵۷
۵۸
۵۹
...
→
Powered by
BLOGFA.COM