عیسی لبی و مرده دلم در برابرت - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
شوری ز دو عشق در سر ماست - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دل شد از دست و نه جای سخن است - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
سر سودای تو را سینه‌ی ما محرم نیست - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
شو که سلطان فتنه را همه سال - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دردی است درد عشق که درمان پذیر نیست - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
تیره زلفا باده‌ی روشن کجاست - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرست - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
از حال خود شکسته دلان را خبر فرست - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
رخ تو رونق قمر بشکست - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
لعل او بازار جان خواهد شکست - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای باد صبح بین که کجا می‌فرستمت - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دست قبا در جهان نافه گشای آمده است - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
چه نشینم که فتنه بر پای است - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
من ندانستم که عشق این رنگ داشت - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مرا دانه‌ی دل بر آتش فتاده است - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
زآتش اندیشه جانم سوخته است - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
پای گریز نیست که گردون کمان‌کش است - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
کار عشق از وصل و هجران درگذشت - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مست تمام آمده است بر در من نیم شب - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
درد زده است جان من میوه‌ی جان من کجا - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای پار دوست بوده و امسال آشنا - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خوش خوش خرامان می‌روی، ای شاه خوبان تا کجا - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز را - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای آتش سودای تو خون کرده جگرها - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
نخستین باده کاندر جام کردند - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ناگه بت من مست به بازار برآمد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
می روان کن ساقیا، کین دم روان خواهیم کرد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بیا، که عمر من خاکسار می‌گذرد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بیا بیا، که نسیم بهار می‌گذرد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟ - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
نگارا، بی‌تو برگ جان که دارد؟ - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خرم تن آن کس که دل ریش ندارد - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟ - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
در حلقه‌ی فقیران قیصر چه کار دارد؟ - جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱