غزلسرا
به مرگ کوه کن کزوی المها یاد میآید
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
سبک جولان سمندی کان پری در زیر ران دارد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
به گوشم مژدهی وصل از در و دیوار میآید
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمیگنجد
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دست به دست همچو گل آن بت مست میرود
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ز خواب دیده گشاد وز رخ نقاب کشید
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دیشب که بر لبت لب جام شراب بود
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مهی که شمع رخش نور دیدهی من بود
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنند
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای تو مجموعهی شوخی و سراپای تو شوخ
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاج
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
سالها از پی وصل تو دویدم به عبث
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
گل چهرهای که مرغ دلم صید دام اوست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
تیر او تا به سرا پردهی دل ماوا داشت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
امشب ای شمع طرب دوست که همخانهی توست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
امشب دگر حریف شرابت که بوده است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بیپرده برآئی چو به صحرای قیامت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونست
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خیالش را به نوعی انس در جان من است امشب
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
دوشم از عشق نهان هر گوهر راز که بود
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
به افسون محو کردی شکوههای بیکرانم را
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
زلف و قد راست ای بت سرکش چشم و رخت راست ای گل رعنا
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب را
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
گر بهم میزدم امشب مژهی پر نم را
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
روزگاری که رخت قبلهی جان بود مرا
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
درخشان شیشهای خواهم می رخشان در و پیدا
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای گوهر نام تو تاج سر دیوانها
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
گفتیم که کار دل ما نفی اصول است
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
ای مرغ سحر حسرت بستان که داری
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
آتشی در جان ما افروختی
-
جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱
⇐
۴۷
۴۸
۴۹
۵۰
۵۱
۵۲
۵۳
۵۴
۵۵
...
→
Powered by
BLOGFA.COM